شير على خان لودى

174

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

[ تذكرهء شاعران ] محمّد صالح كابلى - فاضل مستعدّ و صاحب‌حال بوده و از سلسلهء نقشبنديّه تلقين داشت . كسب سپاهگرى مىكرد و همواره بر لب درياى حقيقت متمكّن بوده ، به شست‌وشوى كدورت باطنى اشتغال مىنمود . با والد مؤلّف ، مدّتهاى مديد دوستى بزرگانه ورزيد . روزى وقت شام در گرمى شوق به جهت بانگ نماز برخاست ، چون به كلمهء « أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه » رسيد ، پرتو جمال محمّدى بر آينهء مصفّاى دلش تافت ، نعره‌اى قوى برآورد و چند حرفى زده بىهوش بر زمين افتاده ؛ عزيزان به نماز ايستادند و چند نفر به تعهّد حال كرامت اشتمالش بگذاشتند . چون مرد محفوظ بود ، فى الحال افاقت يافت ، وضو تازه كرد و به جماعت ملحق گرديد . حضرت ملّا محمّد صالح از فرط شكستگيهاى نفس امّاره ، لفظ شكسته براى تخلّص اختيار نموده بود ؛ اين چند بيت از واردات خاطر اوست : كارى كه به اختيار كرديم * ترك همه كاروبار كرديم با سنگدلان چو كار افتاد * از شيشهء مى حصار كرديم جادو چشمان چو دل ربودند * جان بر سر دل نثار كرديم در وحدت دوست كثرتى هست * بسيار به خود شمار كرديم